چاپ این نوشته
روز مادر تمام شد، امّــــا...!

برای بعضی مادران، همیشه روز مادر است

روز مادر تمام شد امّا به هر حال یادمان نرود که مادرانی هم هستند که همیشه چشم به راه هستند. چه مادر خودمان باشند چه نباشند می توانیم تسلی خاطری باشیم بر رنج های بی پایان آنان و به دیدارشان برویم. این دیدارها صرفاً نیازمند گل و شیرینی و تجملّات نیست و شایسته نیست به خاطر عدم شرایط مطلوب برای تهیه اینها به دیدارشان نرویم.

به گزارش سلامت نا، روز ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) که به نام روز مادر نامگذاری شده است، همان روزی است که همه سعی می کنند در کنار مادرشان باشند و یا حداقل یادی از آنان بکنند. همان روزی که تمامی فرزندان، کوچک و بزرگ و دختر و پسر در کنار مادرشان هستند. حال برخی در مادران و برخی هم بر مزار مادرشان.

روز مادر برای مادران هم روز خوبی است و آن ها را به وجد می آورد و روز خوبی برای آنان رقم خواهد خورد. امّا در این بین مادرانی هستند که شاید از فرا رسیدن این روز زیاد حس خوبی نداشته باشند. شاید مادرانی باشند که این روز آن ها غصه دار بکند و تمام این روز و شب را در فکر روزهایی باشند که فرزندان خود را به دنیا آوردند، بزرگ کردند، سامان دادند، امّا…

اصلاً شاید این روزها خیلی هم برایشان سخت تر باشد چرا که از صبح بسیار زود چشم به در هستند که حتماً امروز فرزندشان به دیدارشان می آید. امّا اگر نیایند، تا آخر شب این انتظار طول می کشد و چه شبی است این شب تا صبح.. شبی که انگار ۳۶۵ شب طول می کشد. شب سختی است و خدا نکند که فرزندان در مشغله های مادی غوطه ور باشند و یا در در بی تفاوتی به سر ببرند. که عاقبت سختی برای خودشان رقم می زنند و شاید جای مادرانشان را در آن خانه های پر کنند.

سلامت ناآری، شاید امروز مادرانی که در سراهای سالمندان دور هم نشسته اند بزرگترین اجتماع دائمی مادران را تشکیل بدهند امّا این روزها خوشحال نباشند. چرا که یا قرار است فرزندان خود را نبینند و یا برخی از آنها قرار است فقط امروز فرزندان خود را ملاقات کنند. فرزندانی که می خواستند روز مادر پیش مادران خود در سرای سالمندان باشند یا دیشب به دیدارشان رفتند و یا امروز. به هر حال روز مادر در نوروز امسال تمام شد امّا هیچ گاه یادمان نرود که اگر برای ما یک روز روز مادر است برای آن ها هر روز، روز فرزند است. یادمان نرود که همیشه مادرانی چشم به درِ سراهای سالمندان شهرهای کوچک و بزرگ هستند تا فرزندانشان یا من و شما به دیدارشان برویم و قدری از تنهایی و غصه و تألم آن ها بکاهیم.

وارد خانه سالمندان که بشوی می فهمی انقدرها هم که تلویزیون نشان می دهد و شنیده ایم، زیبا نیست. انگار دیوارها هم پیر شده اند. انگار بند بند آجرهای دیوارها هم تنها هستند. همه در این خانه بزرگ تنها هستند. معادله عجیبی است که با عقل سازگار نیست بلکه باید حس کنی تا بفهمی…! باید حس کنی تا تنهایی عده زیادی از مادران که دور هم هستند را ببینی. باید ساعت ها کنارشان باشی تا غصه قدیمی و کهنه که لابلای چروک صورتشان نشسته را ببینی تا دیگر خنده ملیح آنان را در قاب جادویی دوربین ها باور نکنی.

از هر طرف که به این قضیه نگاه کنیم، هر طرف؛ خانه سالمندان جای قشنگی نیست، اینجا همه مادران که جامعه را پرورانده اند، نشسته اند تا مرگشان فرا برسد. همه زندگی این مادران شده انتظار و انتظار و انتظار. انتظارِ چه؟ نمی دانم. جالب است، برخی مادران اینجا هنوز هم در فکر این هستند که به تعبیر خودشان، فرزند دلبندشان چه می کند و چه می خورد.

هنوز مهربانی از نگاه این مادران سرازیر می شود. مهربانی که انگار هیچ پایانی ندارد. در در برخی از خانه های سالمندان مادران بر اساس تمکّن مالی چند دسته می شوند. آنهایی که وضعیت مالی خوبی دارند برایشان سوئیت اختصاصی تدارک دیده شده، گروه دیگر افراد متوسط هستند و امّا گروه سوم مادرانی هستند که هیچگاه فرزندان خود را سر راه نگذاشته اند امّا گویا خودشان شدند سر راهی و اموراتشان به مراکز خیریه سپرده شده است. این دسته از مادران خیلی پیرتر شده اند. خیلی پیر.

قدیمی تر ها می گفتند که پیرها برکت خانه اند، امّا گویا امروز خیلی از خانه ها برکت ندارند و به راستی هم برکت ندارند. برخی از این مادران از فرط انتظار و تنهایی بیمار شده اند. با برخی از آنها تا سر صحبت را باز کنی تو را به جای فرزندشان اشتباه می گیرند و شروع می کنند در دل کردن و گلایه از گذشته و روزی که به اینجا آمدند. مادرانی که قرار بود فرزند و داماد و عروس و نوه کنارشان باشند تا مرهمی باشد بر رنج پیری و کهولت سن، آن ها تبدیل شده اند به تخت و عصا و ویلچر که هیچگاه نمی توانند همدم خوبی برای روزهای آخر عمرشان باشند. راهروهای سرد و بی جان خانه سالمندان پر شده از مادرانی که آنجا با عصا قدم می زنند و به این فکر می کنند که قرار بود روزی فرزندشان جای این عصا باشد.

سلامت نا

روز مادر تمام شد امّا به هر حال یادمان نرود که مادرانی هم هستند که همیشه چشم به راه هستند. چه مادر خودمان باشند چه نباشند می توانیم تسلی خاطری باشیم بر رنج های بی پایان آنان و به دیدارشان برویم. این دیدارها صرفاً نیازمند گل و شیرینی و تجمّلات نیست و شایسته نیست به خاطر عدم شرایط مطلوب برای تهیه اینها به دیدارشان نرویم. در تمامی سراهای سالمندان کشور هم در ساعات و روزهای خاصی به روی همه مردم باز است و این فرصت فراهم است و کمی همّت می خواهد تا در اصل خودمان از این فرصت ناب بهره ببریم و خیلی چیزها از آن مادران در همان دیدار کوتاه یاد بگیریم. این ها را وقتی می فهمیم که رفتیم. چرا که شنیدن کی بود مانند دیدن!

بعد از روز مادر و هفته ملّی بزرگداشت مقام زن یادمان نرود که مادرانی هم هستند که  در همین نزدیکی ها رنج تنهایی می کشند. اگر مهربانی آن ها را فراموش کنیم جهان را تاریک تر می کنیم و اگر این خانه های سالمندان از حضور ما خالی شوند، شاید در پیری پر شوند.

telegram

Go to TOP