چاپ این نوشته
سلامت نا (1)
در گفتگو با حسینعلی امیری مطرح شد:

بهداری نقش مؤثری در عملیات آزادسازی خرمشهر داشت

نقش بهداری در جنگ واضح و روشن است. هیچ کسی نمی تواند تلاش مخلصانه آنها را انکار کند. نشدنی است. فرمانده ای در جنگ نداریم که حداقل چندبار مجروح و زخمی نشده باشد. امّا بسیاری از آنان را امروزه می بینیم. حتّی برخی از آنها امروز دارای مسئولیت هایی هستند و مشغول فعّالیت هستند. اهمیّت و نقش بهداری را از این واضح تر سراغ دارید؟

به گزارش سلامت نا، به قول بزرگان جنگ، هشت سال دفاع مقدّس ما سراسر خاطره بود و تجربه. تجربیات گرانبهایی که امروزه در دانشکده های دفاعی توسط اساتید به نام تدریس می شود. یکی از پرافتخارترین قسمت های هشت سال دفاع مقدّس بهداری بود که آمار بین المللی نشان می دهد موفق ترین بهداری و امدادرسانی در تمام جنگ های دنیا، بهداری جمهوری اسلامی ایران در جنگ با عراق بوده است.

از همین رو به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر به سراغ یکی از فرماندهان نظامی رفتیم تا بیشتر با تلاش ها و خدمات بهداری در سوم خرداد ۶۱ آشنا شویم.

سلامت نا: خودتان را برای مخاطبان ما معرفی کنید:

حسینعلی امیری متولد سال ۱۳۳۷ هستم. بنده این توفیق نصیبم شد که در عملیات فتح خرمشهر شرکت داشته باشم.

سلامت نا (2)

سلامت نا: از عملیات آزادسازی خرمشهر برایمان بگوئید:

عملیات آزادسازی خرمشهر بنا بود که در سه مرحله انجام شود. امّا در حین کار مرحله سوم دو قسمت شد و برخی این عملیات را چهار مرحله ای می دانند.

مرحله اول از محور حمیدیه تا سوسنگرد بود و محور دوم که لشکر امام حسین(ع) در آنجا حضور داشت از پل کارون(پل شهید هزاردستان) تا جاده اهواز – خرمشهر بود.

در محور اول موفّق نبودیم امّا در محور دوم که محور اصلی بود کاملاً موفق بودیم و حدود ۸۰ کیلومتر جاده آزاد شد. مرحله دوم در ابتدا تثبیت عملیات و رسیدن به مرز بود. عراقی ها خیلی مقاومت می کردند که این مرحله نیمه موفق بود. مرحله آخر هم در واقع فتح شهر بود که در تاریخ ۳ خرداد سال ۶۱ به لطف آقا امام زمان(عج)، شهر آزاد شد.

سلامت نا: از سوم خرداد ۶۱ بیشتر برایمان بگوئید. از بامداد ۳ خرداد چه اتفاقاتی افتاد؟ جرا خرمشهر را خدا آزاد کرد؟

بامداد ۳ خرداد به همراه حدود ۱۸ نفر از دوستان می خواستیم به اول آب شطّ برسیم. باید از جاده خاکی عبور می کردیم. یعنی ما پشت جاده آسفالته خرمشهر – شلمچه بودیم. باید از مناطق مختلفی می گذشتیم.

وقتی که از خط عبور کردیم تا به خطّ اوّل دشمن برسیم مشکلی پیدا شد. شب عملیات وقتی توجیه می شدیم از روی کالک عملیات به ما گفتند که همه باید به سمت چپ برویم تا به آسفالت برسیم. هنگام عملیات همه بلا استثناء به سمت راست رفتند و هیچ کس به سمت چپ نرفت که واقعاً برای همه عجیب بود. این لطف الهی و امداد غیبی بود. یک استعداد کامل دشمن در آنجا بود و شناسایی نشده بود. وقتی حضرت امام (ره) می گویند خرمشهر را خدا آزاد کرد واقعاً حقیقت بود. ما یک چشمه اش را آنجا دیدیم. دشت پر از تانک و نیرو بود و آنها را منهدم کردیم. برگشتیم و دوباره سمت راست رفتیم و به جاده رسیدیم و عملیات را ادامه دادیم.

سلامت نا: از بهداری در آن روزها بگوئید:

ما بهداری های ساده و خوبی داشتیم. کار بچّه های بهداری خیلی سخت بود. در همان عملیات سوم خرداد سال ۶۱ گاهی اوقات پیش می آمد که کسانی که گرمازده شده بودند و حالت تهوع شدید داشتند از مجروحین زیادتر بودند و همین تنوع مراجعین به بهداری، کار آنها دشوار کرده بود.

سلامت نا: اگر نیروهای بهداری در سوم خرداد نبودند چه اتفاقی می افتاد؟

نیروهای بهداری بسیار نقش مؤثری داشتند. تأکید می کنم که نقش خیلی مؤثری داشتند. بهداری دو دسته نیرو داشت. تعدادی در داخل گردان ها بودند که بیشتر امدادگر نام داشتند. تعدادی هم در بیمارستان های صحرایی بودند. نیروهای بهداری همه جا بودند. هم پشت خط و هم در خط مقدم. این خودش بسیار ارزشمند بود. آن ها کیف های امدادی هم می دادند  که داخل همان کیف توضیحات جالبی داده بودند که روی دستمال هایی بود که به دستمال سه گوش معروف شد. داخل کیف ها از نکات آموزشی گرفته تا پد شکمی موجود بود.

در عملیات والفجر ۸ به همه کیف های امدادی می دادند و مانند خشاب و قمقمه آب همیشه همراه همه بود و به قدری این کیف ها مؤثر بود که واقعاً نقش آنها قابل انکار نیست. نقش و اهمیت این کیف ها را هر کسی که در جنگ بود می داند.

خود نیروها هم به این کار عادت داشتند. یادم می آید در عملیات کربلای ۳ در اسکله الأمیه ماسک که می خواستیم تحویل بگیریم بعضاً در ماسک ها باند و گاز و قیچی پیدا می شد.  این ها را نیروهای قبلی برای بعدی ها گذاشته بودند. خدا می داند همان تجهیزاتی که دست به دست می تابید که واقعاً چقدر کارساز بود.

سلامت نا: و چه افراد به نامی هم در بهداری جنگ بودند.

بله. مثلاً ما پزشکی را داشتیم که در بیمارستان ها اصفهان دارای کسوت و شهرت به نامی بود امّا در خط مقدم مانند یک امدادگر همگام رزمنده ها بود. اتفاقاً داوطلب و در قالب نیروهای بسیجی آمده بود.

سلامت نا (3)

سلامت نا: چند نفر از نیروهای بهداری در عملیات آزادسازی خرمشهر بودند؟

در هر گردانی ۱۸ نفر بودند. البته همه نیروها کیف هم داشتند. این ۱۸۰ نفر نیروهای ثابت بودند.

سلامت نا: به بهداری اصفهان در سوم خرداد چه نمره ای می دهید؟ ارزیابی شما چیست؟

بهداری خوب شکل نگرفته بود امّا نقش خود را بسیار عالی ایفا کرد. ما هیچ وقت ندیدیم که در آن روز مجروح روی زمین بماند. حتّی در سایر عملیات ها هم همینطور بود. مثلاً در عملیات دریاچه نمک که از عملیات های ادامه والفجر ۸ بود، حوضچه هایی به طول یک کیلومتر بود. دست راست ما لشکرهای دیگری بودند. ما که در لشکر اما حسین(ع) بودیم وقتی تک دشمن را خنثی کردیم هیچ مجروحی نداشتیم. فردای آن روز با موتور به آن منطقه رفتم و دیدم هنوز مجروحان لشکرهای مجاور ما روی زمین هستند که ما به کمکشان رفتیم.

نقش بهداری در جنگ واضح و روشن است. هیچ کسی نمی تواند تلاش مخلصانه آنها را انکار کند. نشدنی است. فرمانده ای در جنگ نداریم که حداقل چندبار مجروح و زخمی نشده باشد. امّا بسیاری از آنان را امروزه می بینیم. حتّی برخی از آنها امروز دارای مسئولیت هایی هستند و مشغول فعّالیت هستند. اهمیّت و نقش بهداری را از این واضح تر سراغ دارید؟

سلامت نا: در پایان به ما بگوئید که چرا بهداری اصفهان پیشتاز بود؟

اصفهان شهر مذهبی است و روحانیون فعّالی دارد و مردم را به خوبی توجیه کرده بودند. شوق شهادت در رزمندگان اصفهانی موج می زد. اصفهانی ها در نبردهای رو در رو آخرین نفری بودند که می جنگیدند و تا آخر بودند.

سلامت نا: از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید تشکر می کنیم.

telegram

Go to TOP