چاپ این نوشته
صدای سلامت
به مناسبت روز جهانی اهدای خون؛

اهدای خون، نه به باور غلطِ «سرطان درمان ندارد»

این بار شاید فرشته نجات، خودِ تو باشی، درست شنیدی، خودِ تو. این بار معجزه در رگ های تو جاری است. این بار قصه چیز دیگری است. چند دقیقه وقت و چند قطره خون تو، یک عمر سلامتی به یک کودک معصومِ مبتلا به سرطان را باز می گرداند.

به گزارش صدای سلامت، سرطان بیماری سختی است که علاوه بر درد و هزینه، بعضاً نیازمند کمک و همیاریِ همنوعان است. گاهی نمی توانیم بر دردِ کودک بیمار تسکین باشیم. ولی با کمک های معنویِ خود می توانیم فشارهای یک خانواده را اندکی کاهش دهیم. شاید روزی از خودمان پرسیده ایم که آیا من هم می توانم به کودکان مبتلا به سرطان کمکی بکنم؟

هر کداممان فرزندی داریم و یا با کودکی از نزدیک در ارتباط بوده ایم. می توانیم این حس را به خوبی درک کنیم که حتی تصوّر بیماری عزیزانمان چقدر آزاردهنده و جگر خراش است.

تصور لحظه های درد کودک، زمانی که دلت می خواهد هر چه در زندگی داری را در دستانت بگیری تا به پای اشک چشمانش بریزی. چشمانی که روزی مژه های بلند و زیبایی داشت. مژگانی که وقتی بهانه های کودکانه اشکش را در می آورد، هر مژه به مانند درختان باشد، در زیر باران، زیباتر می شود.

امّا امروز همین که اشکی بر چشمش می جوشد، از گوشه لَخت پلک می لغزد و بر گونه می ریزد. وقتی که دانه های هر اشک برایت به وسعت دریا می شود تو را در خود غرق می کند و تو تنها نظاره گر شکسته قلب این طوفانی! وقتی که می خواهی تنگ در آغوشش بگیری، امّا از هر طرف بند سِرُم ها و سوزن های بی رحم، جسم بی رنگ او را به تخت دوخته است.

می خواهی نوازشش کنی امّا حرارت تب آتشینش دست و دلت را تا جگر می سوزاند. وقتی که پس از درمان های شیمیایی، هر بار که سرش را بر بالشِ عکس دار کودکانه اش می گرداند، موهای زیبایش دسته دسته می ریزند و به یادت می افتد که هر بار هنگام خوابیدن، چقدر با این موها بازی می کرد تا بخوابد. وقتی که زیباترین اسباب بازی که در بالای کمد می گذاشتی و اجازه نداشت به آن دست بزند را، پایین می آوری به با اصرار به آغوشش هل می دهی!… اما دیگر نمی خواهد!… گویی یک شبه تمام کودکی اش را در پس کوچه های بیماری و درد جا گذاشته و رفته است… . وقتی که به زحمت در کنارش می خندی، لرزش دستانت را پنهان می کنی و اشک تخلت را یکجا فرو می بلعی که نداند چه شده.

اما او باهوش تر از این است که نفهمد تو خراب و ویرانی…!

خدا را صدا میزنی؛ با خود فکر می کنی چکار کرده ام. نذر می کنی و از خدا می خواهی که هر لحظه کسی شانه هایت را تکان دهد و بگوید خواب می بینی! امّا هر بار می خواهی باور کنی که خوابی، صدای ناله معصومانه اش تیری بر قلبت رها می کند، آن وقت که در می یابی واقعیّت است.

اینجا که می رسیم، دیگر مفهوم اینکه آیا هزینه کردن، وقت گذاشتن، درمان کردن یا هر اقدام دیگری برای کودک بیمار فایده ای دارد یا نه را به کنار می گذاری و با تمام سلول های وجود فریاد می زنیم که: برای کودکم، برای پاره قلبم، هر کاری می توانم انجام می دهم.

به یاد کودکانی می افتی که روزی بیمار بوده اند و اکنون خوب و خوش و سلامت به زندگی عادی برگشته اند و به حرف های امید بخش پزشک فکر می کنی. سعی می کنی باور کنی که فرزند تو هم از آن دسته فرشتگان نجات یافته از بیماری خواهد بود. به خودت امید می دهی، امن یجیب می خوانی… الهی فرزندم را دریاب  بعد می گویی: نه! برای من نیست!

امّا درست در همان لحظه، بزرگیِ بیماری تو را به خود می آورد و ناخواسته عرق سرد می نشیند… با خودت می گویی اگر خوب نشود چه…! مگر می شود این عروسک بیمار را به حال خود گذاشت و رفت؟ مگر می شود به دل سوخته ات بفهمانی که دیگر فایده ای ندارد؟

اگر داشته باشی به پایش می ریزی و اگر نداشته باشی خدا را آنچنان با قلب سوخته ات صدا می زنی و از او می خواهی به دل کسی بیندازد که به فریادت برسد. به تک تک نزدیکانت فکر می کنی، به هر کس می تواند در کنارت باشد، به هر کس لایق باشد برایش درد و دل کنی، به آن که آزارت ندهد و تو را بفهمد و آنکه دست خدا در زمین باشد.

امّا این بار شاید فرشته نجات، خودِ تو باشی، درست شنیدی، خودِ تو. این بار معجزه در رگ های تو جاری است. این بار قصه چیز دیگری است. چند دقیقه وقت و چند قطره خون تو، یک عمر سلامتی به یک کودک معصومِ مبتلا به سرطان را باز می گرداند. این بار هزاران کودک بیمار، دستِ نیاز به شما اهداء کننده عزیز دراز کرده تا بتواند با کمک شما دوباره به آغوش سلامت خانواده برگردند و تو مصداق آیه « مَن أحیاها فَکَانمّا أحیَا النّاسَ جَمیعا» می شوی. چنانچه امامِ معصوممان فرمود «هر کس گامی در جهت بهبودی بیماری بردارد و آن عمل خواه باعث بهبودی بیمار بشود یا نشود، خداوند همه گناهان او را می بخشد، گویی که او بار دیگر از رحم مادر متولد شده است.»

آری، اهدای خونِ تو می تواند این باور غلط که “سرطان درمان ندارد” را برای همیشه از ذهن جامعه نیکوکار ما حذف کند.

«موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی استان اصفهان – کسا»

telegram

Go to TOP