چاپ این نوشته
در گفتگوی اختصاصی با رئیس هیئت مدیره شرکت بهیار صنعت مطرح شد:

خدا در دل دستگاه درمان سرطان هم وجود دارد/ با یک رسالۀ تنها نمی شود به بهشت رفت/ برخی مسئولین ما باور به تولید داخل ندارند

نوید نجات بخش: دل ما از بچّه های مسلمان هایی به درد می آید که نماز شب خوانند امّا روی صندلی هایشان محافظه کار هستند. باید انقلابی باشند. یک آدم انقلابی اندازه هزارتا آدم فاسد کار را جلو می برد. من همیشه گفتم که اگر می بینید کار ویژه ای انجام می شود بدانید که تعدادی آدم در خفا شهید می شوند. امروز اگر امنیت ما برقرار است انسان های زیادی شهید می شوند و دم بر نمی آورند.

به گزارش سرویس خدمات پزشکی صدای سلامت، چندی پیش در گفتگو با مهندس نوید نجات بخش با یکی از پیشرفته ترین تجهیزات پزشکی که همان دستگاه شتاب دهنده برای درمان سرطان بود آشنا شدیم(اینجا را کلیک کنید). به وضوح دیدیم که ساخت آن بدون وابستگی به خارج از کشور، در داخل به دست مهندسین و متخصصین داخلی تولید می شود. در بخش آغازین گفتگوی ما با رئیس هیئت مدیره شرکت بهیار صنعت، تفاوت هایی با رقبای خارجی مطرح شد. این مهندس جوان به ما گفت که یکی از تفاوت های عمده آنها با رقبای خارجی، باورهای اعتقادی است.

باورهای اعتقادی که در سراسر کارگاه دیده می شد. در کارگاه های تخصصی که گام بر می داشتیم مهندسین جوانی را می دیدیم که زمان استراحت خود را روبروی مجلّات «خط حزب الله» که روی دیوارهای کارگاه چسبیده شده بود سپری می کنند.

صدای سلامت (3)

سالن دکتر نجات بخش، همان سالن خاصّی است که از آن یاد شد. در این سالن به صورت تخصصی روی شتاب دهنده کار می شد. همان سالنی که تصاویر پرشکوه شهدای هسته ای آنجا را پر کرده بود و قسمتی از این عکس ها توجّه هر کسی را جلب می کرد. کنار تمثال این شهداء دایره خالی ای بود و نوشته بود نفر بعدی کیست؟ این ها همگی بر می گردند به همان باورهای اعتقادی که مهندس از آن یاد کرده بود.

مهندس نجات بخش امروز می خواهد به ما بگوید که خدا کجای شتاب دهنده است. همراه بهیار صنعتی ها باشید:

صدای سلامت: آقای مهندس، شما به ما گفته بودید که فنّاوری پیشرفته ای نسبت به غرب دارید. مگر می شود از تکنولوژی پیشرفته غرب جلو زد؟

مهندس نوید نجات بخش: زمانی که این باورها در بچّه های ما وجود دارد دیگر کسی از تکنولوژی نمی ترسد. تمدّن غرب حباب هایی درست کرده و به ما می گوید این تکنولوژی والاست و این به معنی آن است که جهان سوم تو هیچ گاه به این علم نخواهی رسید و برای تو در دوردست ها قرار دارد. من می گویم ما توانسته ایم به این حباب تکنولوژی سوزن بزنیم و این ها همه لطف خداوند است. وقتی ما وارد این کار شدیم همه چیز را به خداوند سپردیم.

من نمی گویم که سود اقصادی نداریم، برعکس چون بخش خصوصی هستیم نمی تواند سود آور نباشد. باور ما این است که وقتی در این مسیر حرکت کردیم خداوند حواسش به ما بوده و خواهد بود. ما در زمان دفاع مقدّس افرادی را داشتیم که روی مین می رفتند، برای کسی که این افق ها را نمی بیند قابل درک نخواهد بود. ولی خود او با یک عقلانیت تمام و کمال وارد آن میدان می شود.

صدای سلامت: یعنی به نیّت کسب منافع مالی کار اقتصادی نکنیم؟

ببینید؛ عرض من این است که گم شدن در فضای اقتصادی کل مسیر ما را عوض خواهد کرد. سال گذشته شاید یکی از بدترین سال های اقتصادی کشور ما بوده است که بسیاری از کارگاه ها متوقف شدند. ما در یک سال گذشته چهار پروژه هایتک را کار کردیم که سرمایه بسیار زیادی می خواهد. شتاب دهنده، رادیولوژی، سی تی اسکن و…. از متریال گرفته تا نیروی انسانی و دیگر موارد سرمایه زیادی را می برد. از طرفی در طرح تحوّل سلامت یک تخت هم وزارت بهداشت از ما نخرید.

صدای سلامت: چرا نخرید؟

ما تخت های با کیفیّت داریم و در آن زمان فقط رقابت قیمتی شد و ما عملاً کاری نکردیم. مثلاً ما تخت های بستری خود را فقط الکتریکی می زنیم و همه جا گفته ایم که تخت مکانیکی اشتباه است. امّا در همین سال رکود اقتصادی ساختمان چند میلیاردی ساختیم، پروژه های هایتک خود را جلو بردیم و هم برای کارگاه تعدادی دستگاه خریدیم.

صدای سلامت: مهندس، این صحبت ها با کدام معامله اقتصادی جور در می آید؟

دقیقاً سؤال همین جاست، این صحبت ها با کدام معامله اقتصادی جور در می آید؟ پس ما نباید بگوئیم اقتصاد دانش بنیان پول زیادی دارد و باعث تضمین آینده می شود. ما باید به اصل خود و انقلاب برگردیم و باورهای خود را زنده کنیم. در آن زمان هم اقصاد درست خواهد شد هم منابع مالی تأمین خواهد شد و کار جلو می رود. متأسفانه امروزه با وجود اینکه انسان های متدیّن ما کم نیستند و حاضرند جان خود را برای این انقلاب بدهند ما در این فضای اقتصادی قرار داریم. موقعی که همه چیز را از غرب کپی می کنیم و می گوئیم اقتصاد یعنی این  و همه چیز را کنار می گذاریم مسائل ما شروع می شود.

دانشجویان دانشگاهی برای بازدید اینجا آمدند. به آنها گفتم می شود به من بگوئید خدا کجای این کتاب هایی است که می خوانید؟ مگر ما می توانیم خدا را از صحنه روزگار خود حذف کنیم؟ برای خودمان خدایی درست کرده ایم که برای وقت اذان و نماز و روزه است. ولی در صحنه کارمان کاملاً سکولار هستیم. این حرف ها را به برخی مسئولین هم می زنم امّا چپ چپ نگاه من می کنند. می گویند یعنی چه؟ خدا دقیقاً کجای این شتاب دهنده است؟

صدای سلامت: می شود به ما بگوئید خدا کجای شتاب دهنده است؟

من دست خدا را در حین کار خیلی دیدم. سال ۸۶ بود در مزایده فروش یک دستگاه شتاب دهنده در مشهد شرکت کردم. البتّه دستگاه را برای مرکزی گرفته بودیم که آن مرکز پس از خرید دستگاه را از ما برنداشت. ما ماندیم و یک دستگاه شتاب دهنده که پول زیادی هم بابت آن داده بودیم. ده روز به ما فرصت دادند تا دستگاه را تحویل بگیریم. انتقال و جابجایی شتاب دهنده ابزار خاصّی می خواهد که ما نداشتیم. بدون ابزار هم نمی شد دستگاه را جابجا کرد. همین شد که خودمان ابزارهایش را ساختیم و به مشهد رفتیم. برای دستگاه جا نداشتیم که آن را در پارگینگ یکی از مراکز درمانی قرار دادیم. پس از مدّتی هم به ما گفتند که دیگر جا برای دستگاه شما نداریم. و در پس آن هم داستان های بعدی شکل گرفت.

جالب است که بعدها این دستگاه برای بچّه های ما ماند و مهندسین ما آن را مهندسی معکوس کردند. خداوند عواملی را ترتیب می دهد که اتّفاقاتی بیفتد. این دستگاه باید این مراحل را طی می کرد. ما حتّی می خواستیم دستگاه را تبدیل به پول بکنیم امّا واقعاً نمی شد. همه شرایط قفل بود تا این اتّفاق بیفتد.

صدای سلامت: پس دست قدرت الهی همراه شما شد و شرایطی برای ساخت این دستگاه ترتیب داده شد.

دقیقاً همینطور شد. من کارشناس تجهیزات پزشکی بودم. در بیمارستان ها من سال ها روی شتاب دهنده کار کردم تقریباً دانش آن را پیدا کردم. توپی جلوی پا ما آمد که جای تردید نبود و باید توپ را گل می کردیم. من روزی که به بچّه های خودمان گفتم می خواهیم شتاب دهنده بسازیم به من می خندیدند، امّا امروز می بینیم که با کمک همان دوستان و متخصّصین این حوزه، توانستیم.

صدای سلامت

اگر یک مسئول بلند پایه دولتی نامه ای به ما بدهد آن را قاب می کنیم و به دیوار می زنیم. امّا نامه هایی از طرف خدا داریم و روی تاقچه ها خاک می خورد. یکی از مقامات ارشد سیستم وزارت بهداشت به من گفت وقتی شتاب دهنده از شما می خریم که خودت زیر آن بخابی. از طرفی این صحبت درست است ولی از جهت دیگری گله ما این است که یک سری مسائلی در کشور داریم و باید بدانیم که همه در یک کشتی نشستیم. ما باید یک طرف میز باشیم.

اوایل انقلاب ما پزشک هندی و پاکستانی در کشور داشتیم. روزی می گفتند که مگر می شود ایران به راحتی پزشک تربیت کند. خب این هم برای خودش طرز نگاهی بود. امّا نگاه دیگری توسّط بچّه های انقلابی پیاده شد. ما الآن در پزشکی حرف برای گفتن داریم. نه تنها چیزی کم نداریم بلکه روی لبه علم پزشکی نشستیم. این زحمت آن بچّه های حزب الّلهی بود.

امروز تربیت متخصص هم در ایران کار سختی نیست. انجام ندادن این کار در اوایل راه می توانست به هزار دلیل متوقف شود. مثلاً استاد نداریم یا فضا نداریم. امّا کار را ادامه دادند و امروز در جایگاه خوبی هستیم. امروز در زمانی هستیم که ما در حوزه تکنولوژی این حرف را می زنیم. تا کی می خواهیم همه چیزمان را وارد کنیم. باید مردانه در میدان بایستیم. هر کسی وظیفه ای دارد. کسی مسئول می شود. خب این فرد باید همه چیزش را بگذارد. باید انقلابی وارد این موضوع شود.

صدای سلامت: مخصوصاً امسال که اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل نام گرفت.

بله؛ وقتی آقا در مشهد اینطور با عتاب صحبت می کنند این است که حتماً یک سری خاموشی ها دیده اند. اقتصاد مقاومتی جلسه نمی خواهد. کتتان را بکنید و بیایید وسط میدان. سالانه حدود ۲ میلیارد دلار واردات دارو و تجهیزات پزشکی داریم. تا کی می خواهیم این آمار را داشته باشیم. به ازای این واردات برخی افراد هم بیکار می شوند.

صدای سلامت: مهندس، مشکل کار کجاست؟

ببینید، دل ما از بچّه های مسلمان هایی به درد می آید که نماز شب خوان هستند امّا روی صندلی هایشان محافظه کار هستند. باید انقلابی باشند. یک آدم انقلابی اندازه هزارتا آدم فاسد کار را جلو می برد. من همیشه گفتم که اگر می بینید کار ویژه ای انجام می شود بدانید که تعدادی آدم در خفا شهید می شوند. امروز اگر امنیت ما برقرار است انسان های زیادی شهید می شوند و دم بر نمی آورند.

نمی شود با یک رساله به بهشت رفت. کجای رساله ی تنها، ایثار و انقلابی بودن را آموزش می دهد. آیا امروز ما حساس هستیم که به فردی که سراغ ما می آید و بیکار است؟ نه. برایمان مهم نیست. جای دوری نمی رویم؛ ما اوّلین تولید کننده چراغ های LED اتاق عمل در کشور هستیم. چرا وزارت بهداشت به وارد کننده خارجی یارانه می دهد که با من رقابت کند؟

صدای سلامت: چرا؟ وزارتخانه می داند که بهیار صنعت می تواند؟

بله. متأسفانه برخی مسئولین ما باور به تولید داخل ندارند. ما می دانیم داریم چه می کنیم و اتاق عمل یعنی چه. به صورت اتّفاقی با جوش دادن دو تا تکّه آهن چراغ LED اتاق عمل ساخته نمی شود.

یکی از معاونین وزارت بهداشت در یک سالی به من گفت چرا باید چراغ های تو را بخرم؟ اگر مشکلی برای این چراغ پیش بیاید و ایرانی باشد حرف و نقل دارد. می روم خارجی اش را می خرم. می دانم  آن هم خراب می شود امّا می گویند خب این خارجی است و بهتر از این نیست. از طرفی تولید کننده هایی داریم که در اصل وارد کننده هستند و برچسب تولید می زنند.

اگر رشد تکنولوژی ما مثل امریکا بود که الآن امریکا بودیم. ما ایران هستیم. اما باور نداریم پا جای پای آنها نخواهیم گذاشت بلکه به یک روش دیگری که خدا ما را راهنمایی می کند می رویم. باور ما این است. بر طبق همین باور می گوئیم ای مسئول انقلابی به جای اینکه روبروی من بنشینی بیا و این طرف میز کنار من بنشین.

صدای سلامت: می گویند مسئولین استفاده جنس های خارجی که نمونه داخلی را دارند برای خودشان حرام کنند یعنی چه؟ اگر باید حرام کنند پس چرا می گوئید در مزایده ها  مثلاً زیمنس آلمان برنده می شود؟

من در وزارت بهداشت گفتم جمله حمایت از تولید را کنار بگذارید. تولید کننده ای که نتواند روی پای خودش کار کند تولید کننده نیست. شما بازی را به هم نزنید. بگذارید تولید کننده کارش را بکند. مناقصه بگذارید و شرایط شرکت های داخلی و خارجی را یکسان بگیرید. چرا جدا می کنید؟ به ما می گویند خب فلان شرکت خارجی نمی تواند به این قیمت پایین بدهد. خب ما می خواهیم کاری کند که نتواند. ما دنبال همین هستیم که نتوانند. البته کاملاً علمی و فنی.

صدای سلامت: به عنوان سخن پایانی بگوئید که پس مطمئنید شتاب دهنده هم می تواند ساخت ایران باشد؟

انسان کافر این دستگاه را ساخته. مگر می شود بچه متدیّن نتواند؟ اما اگر بچه متدیّن های ما یقه سفید شدند دیگر هیچ… .

انتهای پیام/

telegram

Go to TOP